تو را نمی برم زیاد

تو ای همیشه در خیال

تو ای هماره رهگذر کوچه باغ خاطرم

تویی برابرم!

تو ای همه وجود من

تلا لوی سجود من

تورا نمی برم زیاد

تو ای همیشه در خیال 

چه بی صدا سپرده ای

مرا به دست این غریبه های غم

تو ای صدای آشنا

صدا بزن..صدابزن ..صدابزن مرا

تو کز خیال خود مرا همیشه رانده ای

واز نگاه عاشقم

جمال عشق خوانده ای

صدابزن مرا!

صدابزن مرا ز انتهای سبز کوچه های آشنا

از آن سوی زمانه و زمان

فراتر از مکان و لامکان

 تو ای صدای آشنا 

صدابزن ..صدابزن ..صدابزن مرا

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
یه عاشق

کربونش برم جیگگگگگگگگگگگگگگگر طلاممممممممممممم

پدرام

اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران سلام دوست خوبم متن جالب و زیبایی نوشتی با مطلبی با عنوان حس خوب نوشتن در پرشین بلاگ به روز کردم منتظر حضور گرمت هستم