معلم، شاگرد را صدا زد

 

 تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند.

 

 پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا..!

 

 پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی،

 

 او در گوشه کلاس ایستاده بود

 

 و در حالی که دست‌های قرمز و باد کرده‌اش را به هم می‌مالید،

 

 زیر لب می‌گفت: آری! ثروت بهتر است 

 

چون می‌توانستم دفتری بخرم و بنویسم

/ 6 نظر / 10 بازدید
آشنای غریبه

متن خیلی زبیا و تاثیر گذاری بود. آفرین آفرین هزار سیصد آفرین

آیدانصرتی

سلام گلم ممنون که بهم سر زدی بازم بیا خوشحال میشم بووووووووس

آیدانصرتی

ببخشید ندیدم که لینکم کردی به وبمم اومدی اما چیزی نگفتی[ناراحت] [شرمنده] لینکیدمت گلکم

علی ب

خیلی قشنگ بود به وبلاگ من هم سربزن

پدرام

سلام لینک شدی غم انگیز بود[گل]