خراش های دختر

 

 


مردی در حال ور رفتن با ماشین جدیدش بود.

 

دختر 4 ساله اش سنگی برداشته بود و بدنه ماشین را

 

خراش می داد.


وقتی مرد متوجهشد با عصبانیت دست دخترک را گرفت

 

و از روی خشم چند ضربه محکم به دستش زد

 

غافل از اینکه با آچار در دستش این ضربات را وارد می

 کرد.

در بیمارستان، دخترک بیچاره به خاطر شکستگی های

 

متعدد، انگشتانش را از دست داد.

 

 وقتی دختر پدرش را دید، با چشمانی دردناک از او

 

پرسید: «پدر انگشتانم کی رشد می کنند؟»

 

پدر خیلی ناراحت شده بود و حرفی نمی زد.


وقتی از بیمارستان خارج شد، رفت به سمت ماشین و

 

چندین بار به آن لگد زد.

 

 حالش خیلی بد بود. نشست و به خراش های روی

ماشین نگاه کرد.


دختر نوشته بود: «دوستت دارم بابا.»

 

 

 

/ 30 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلاممممم آپم فقط بخاطر شما...

یسنا

okالان لینک می شی می دونی چگونه باید چگونه لوگو بسازم

محبوبه

سلام ااااااااااااااااااپم بهم سر بزن؟ مرسی

محبوبه

2 تا پست پایین هم امروز گذاشتم؟

یسنا

ادرس وبت چیه بگو تا لینک بشی

saygol

لینک شدی دوست عزیزممممم [گل]

yalda

عالییییییییییییییییییییییی بود..................مررررررررررررررسی

ی بنده خدا

سلام دلم گرفت از مطلبت هــــــــــــــــــــــــــی تشکر سر زدی اگه خودت امده از وب لیک کن خبرم کن لینکت کنم یا حق