خــدایـــــا!

 

 به آنـــان که ادعـــای عاشقی تـــو را دارند

 

 بیــــاموز که بزرگتـــرین گـــناه

 

شکـــستن دل آدمیــــان است

/ 1 نظر / 10 بازدید
محمد

پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد ... [ناراحت]